مجتمع آبی حوض و سونای آمازون

مجتمع آبی حوض و سونای آمازون آدرس:غرب کابل-جاده فیض محمد کاتب-مجتمع آبی حوض و سونای آمازون

09/08/2026

گروه طالبان چهره واقعی خودرا نشان می دهد.

در روزهای پسین، با افزایش فشار بر هزاره‌ها و شیعیان، فرستادن هیأتی به قندهار برای رساندن صدای مظلومیت آنان به ملا هبت‌الله، پرسش‌های جدی را به وجود می‌آورد.
این وضعیت مرا به یاد مفهومی از علی شریعتی می‌اندازد؛ همان چیزی که از آن به عنوان «دیالکتیک مادر» یاد می‌شود: پناه بردن به دامن کسی که خود عامل فشار است، به امید اینکه از سر ترحم گرهی از کار باز کند. (هادی میران )

اما مسئله هزاره‌ها فقط ترحم نیست.

مسئله، حق زندگی با عزت، امنیت، مشارکت در ساختار قدرت، حفظ سرزمین و هویت مذهبی و جلوگیری از تبعیض و تغییر اجباری بافت جمعیتی مناطق هزاره‌نشین است.
تاریخ هزاره‌ها فقط به امروز و طالبان محدود نمی‌شود. از دوره عبدالرحمن خان، قتل‌عام، کوچ اجباری، مصادره زمین و محرومیت، بخش دردناکی از تاریخ این مردم بوده است. در دوره نخست طالبان، فاجعه مزارشریف و کشتار هزاره‌ها رخ داد و در سال‌های بعد نیز حملات انتحاری، انفجارها و ترورها، بار سنگینی بر دوش این جامعه گذاشت.

امروز نیز وقتی درباره زمین، شهرک‌ها و تخلیه مناطق هزاره‌نشین گزارش‌ها و نگرانی‌هایی مطرح می‌شود، پرسش اساسی این است: آیا قانون برای همه به یک شکل اجرا می‌شود یا فقط برای گروهی که قدرت دفاع از خود را ندارد؟
اگر قرار است زمین‌های غصب‌شده پس گرفته شود، باید بدون تبعیض و بر اساس قانون باشد. عدالت نمی‌تواند زمانی عدالت باشد که فقط بر ضعیفان اجرا شود و قدرتمندان از آن مصون بمانند.
از سوی دیگر، جامعه‌ای که آینده خود را فقط در گرفتن امتیاز از حاکم جستجو کند، همیشه وابسته خواهد ماند. التماس ممکن است برای مدتی فشار را کاهش دهد، اما حقوق پایدار با التماس به دست نمی‌آید.
تجربه تاریخ افغانستان نشان داده است که حفظ آزادی، هویت و حقوق یک جامعه نیازمند آگاهی، آموزش، اقتصاد، تولید فکر، همبستگی، سازماندهی و حضور سیاسی است.
هزاره‌ها بیش از آنکه به ترحم نیاز داشته باشند، به قدرت اجتماعی، اقتصادی و فکری نیاز دارند؛ قدرتی که بتواند در داخل افغانستان و در هر کشوری که بخشی از این جامعه زندگی می‌کند، از حقوق آنان دفاع کند.
اگر قرار باشد آینده هزاره‌ها را دیگران تعیین کنند، طبیعی است که نتیجه نیز مطابق خواست دیگران خواهد بود.
ترحم ممکن است زخم را برای یک روز آرام کند؛ اما حقوق پایدار را باید ساخت.
جامعه‌ای که می‌خواهد آینده داشته باشد، باید خودش را برای ساختن آن آینده آماده کند.

عبدالحکیم شرعی کیست؟   با تشدید فشار طالبان بر هزاره‌ها و شیعیان زیر چتر مبارزه با غصب زمین و در واقع تصاحب گسترده وبرنا...
04/08/2026

عبدالحکیم شرعی کیست؟
با تشدید فشار طالبان بر هزاره‌ها و شیعیان زیر چتر مبارزه با غصب زمین و در واقع تصاحب گسترده وبرنامه‌ریزی شده مراکز‌ دانشگاهی، فرهنگی، علمی، شهرک‌های رهایشی و جز آن، اسم عبدالحکیم شرعی بیش از همه بر سر زبان‌ها افتاده و همه راه‌ها به وی منتهی می‌شود. منابع می‌گویند که بر اساس حکم ملا هیبت الله «هیچ فرد و نهادی حق مخالفت با عبدالحکیم شرعی را ندارند و نمی‌توانند مانع اجرای تصمیمات وی گردند». از این رو شرعی در برخورد با جمعیت بی‌دفاع هزاره و شیعه دست باز دارد. عبدالحکیم شرعی جزء وزیران ثابت اداره طالبان است که از سپتامبر ۲۰۲۱ تا کنون در این سمت قرار دارد و علاوه بر آن ریاست کمیسیون جلوگیری از غصب طالبان را نیز به عهده دارد. شرعی متولد ۱۹۶۲ در موسی خیل ولایت خوست و از قبیله لکن است. وی دانش آموخته مدارس دینی پاکستان است و در سال ۱۹۸۹ از دارالعلوم حقانیه در اکوره ختک فارغ التحصیل گردیده است. شرعی در دهه ۱۹۹۰ که جوان و تازه‌کار بود، روابط نزدیک با جلال‌الدین حقانی پدر سراج الدین حقانی داشت و با حمایت وی عضویت در شورای اهل حل و عقد، سمت قومندانی امنیه ولایت خوست در حکومت مجاهدین به رهبری استاد برهان‌الدین ربانی را بدست آورد. وی در دوره اول حکومت طالبان ابتدا والی ولایت زابل و بعد معین مالی و اداری وزارت عدلیه، باز با حمایت جلال‌الدین حقانی بود. اما اکنون در جناح‌بندی داخلی طالبان وی از افراد نزدیک با ملا هیبت الله است و در رقابت با سرج‌الدین حقانی به سر می‌برد و جناح حقانی را به اندازه کافی متعهد به اصول شرعی نمی‌داند. چندی پیش با کنایه به سراج الدین حقانی گفته بود که اگر شیخ هیبت الله نباشد برخی وزیران حاضرند نیکتایی بزنند.
عبدالحکیم شرعی پس از سقوط طالبان با لشکر‌کشی امریکا، به عربستان متواری گردید و در آنجا عضو کمیته چهار نفره‌ای گردید که وظیفه جمع‌آوری کمک مالی برای طالبان را به عهده داشت. کمیته مذکور در مدت شش سال بیش از ۵ میلیون دالر کمک جمع کردند که عبدالحکیم شرعی آن را به آغاجان معتصم؛ متصدی آن زمان خزانه‌داری طالبان، تحویل داد. شرعی در بهار ۲۰۱۰ در عربستان بازداشت و به نه سال زندان محکوم گردید. پس از رهایی از زندان در ۲۰۱۹ به عضویت شورای رهبری طالبان در آمد به عنوان عضو هیئت مذاکره طالبان در قطر تعیین گردید. اکنون عبدالحکیم شرعی جزء چهره‌های افراطی محسوب می‌شود که به دنبال تطبیق شریعت اسلامی با قرائت طالبان، ایدئولوژی افراطی و نژادپرستانه این گروه است. به گفته شاهدان که در جلسات حضوری با این مقام طالبان دیدار داشته‌اند ایشان با زبان زور، تحکم و تکفیر سخن می‌گوید و از فحاشی و کاربرد کلمات رکیک که برای یک فرد دون‌پایه نیز مایه سرم‌ساری است، هیچ ابایی ندارد و افراد در حضور ایشان میتوانند لت و کوب شوند.
منابع: سایت وزات عدلیه تحت کنترل طالبان، سایت موسسه میدل ایست و منابع محلی.
ازصفحه عرفانی

29/07/2026

ازهادی میران را باحوصله بخوانید .

چند سخنی در مورد دکتر ضیا و داود ناجی!
ــــــــــــــــــــــ
حاکمیت طالبان در افغانستان یک مصیبت عظیم تاریخی است که پس از امارت امیر عبدالرحمن تا اکنون نظیر و نمونه نداشته است. افغانستان در حاکمیت طالبان به یک جهنم تمام عیار تبدیل شده است که در آن در نوبت اول زنان و در نوبت دوم، اقلیت‌های قومی و مذهبی می‌سوزند و آزادای‌های مدنی، حقوق بشری و آروزهای انسانی شان خاکستر ‌می‌شوند. طالبان آمیزه‌ای از برداشت سنتی و رادیکال دینی-مذهبی اسلام و سنت‌ و علایق قومی پشتون را آیدیولوژی حاکمیت خود قرار داده است و با استفاده از آن چپ و راست بر فرق مخالفین خود می‌زنند و جهل مقدس را نهادینه می‌سازند. خیلی‌ها انتظار داشتند که حکومت طالبان، نیازها و مصالح معاصر مردم افغانستان را درک خواهند کرد و در مقام حاکمیت، تامین آسایش، آرامش روانی و عزت جمعی مردم افغانستان را در اولیت قرار خواهند داد. چنین انتظاری اما با سرشت طالبان ناسازگار است و از همین رو آسایش، آرامش روانی و عزت جمعی مردم افغانستان در اولویت‌های طالبان نبودند، نیستند و نخواهند بود. مصیبت‌ها و زخم‌های سنگین روانی که حاکمیت طالبان بر جان و جهان مردم افغانستان وارد کرده اند، خیلی سنگین‌تر، ویرانگرتر و ماندگار تر از آن است که ما می‌دانیم. بسیاری از این مصایب و زخم‌ها در پشت پرده‌های سکوت، شرم و حیای اجتماعی پنهان مانده است که ما از آن بی‌خبر هستیم.

همین چند وقت قبل دختر خانمی از هزاره‌های ما که قبلا نیز با او آشنایی داشتم، از کابل برایم نوشته بود که از اوج مجبوری و اعتماد دستم را به سوی تو دراز می‌کنم و کمک تو می‌تواند شرف بربادرفته ام را ترمیم کند. او نوشته بود که چند وقت قبل توسط استخبارات طالبان بازداشت شده بود، در بازداشتگاه مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و اکنون که رها شده دریافته است که باردار شده است. او از من تقاضا کرده بود که برایش کمک کنم تا قبل از خبر شدن خانواده اش از شر این مصیبت رها شود. این‌که من چه کردم و نکردم مهم نیست. مهم اما این است که این زخم بی‌شرف تا مرگ در پرده‌های روح و روان من سنگینی خواهد کرد. البته این یک نمونه از ده‌ها و صدها جنایتی است که استخبارات طالبان مشخصا در حق هزاره‌ها و تاجیک‌های پنجشیری انجام می‌دهند و آن را رضایت خدا و رسول فکر می‌کنند. اینکه در هرات و دیکندی چه اتفاق و چند دختر پس از تجاوز توسط کارمندان استخبارات طالبان تا مرز خودکشی رفتند، بگذارید که سربسته بماند.

حالا شما ظرفیت تصویرسازی سینمایی خود را به کار اندازید، و همین صحنه‌های تلخ را از پیش چشم تان بگذرانید. با تماشای این صحنه درخواهید یافت که هیولای خونخواری به نام طالب بر روی ناموس، غیریت و آبروی جمعی شما لنگر انداخته است و شما تماشاگر این بربادی هستید و چیزی هم از دست شما بر نمی‌آید. در همین وضعیت بربادی، ناگهان چشم شما به حرکت عقرب یا یک ماری گره می‌خورد که از سوراخی بدر شده است، می‌آید و بر اندام جنسی طالب نیش می‌زند و جریان تجاوز طالب به ناموس شما را متوقف می‌سازد. اگر شما به آن عقرب یا مار آسیب بزنید، در واقع در استمرار تجاوز به ناموس و عزت جمعی تان کمک کرده اید.

حالا که نیروهای جبهه‌آزادی در بدخشان عملا وارد جنگ تمام عیار با امارت طالبان شده است، تعدادی از ما هزاره‌ها دست به یخن داکتر ضیا و داود ناجی انداخته اند و گذشته‌های آن را ورق می‌زنند و چپ و راست به محاکمه می‌کشانند. شما در بدترین حالت و در نامردانه‌ترین قضاوت، داکتر ضیا و داود ناجی را همان مار و عقرب تصور کنید که دشمنی را نیش می‌زنند که بر روی اندام ناموس و شرف شما خوابیده است. در این وضعیت به حکم منطق انسانی شما اولا باید از آن سپاس‌گزار باشید و ثانیا نباید مزاحم آنها شوید.

من داکتر ضیا را یک بار در کابل دیده ام و یک شبی لب سفره نانش نشسته ام، نیم ساعتی هم صحبت کرده ام. وقتی‌ تعریف کرد که از میان درد و رنج یتیمی و فقر به این‌جا رسیده است، تحت تاثیرش قرار گرفتم چون خودم درد فقر و یتیمی را چشیده ام. آن دیدار اولین و آخرین بود. در ماجرای لشکرکشی دولتی به بهسود که جماعتی از ما هزاره‌ها ضیا را عامل آن لشکرکشی می‌دانند، این قضاوت سخت سالوده‌لوحانه است. لشکرکشی به بهسود بدون دستور ریس‌جمهور و موافقت استاد دانش ممکن نبود و نقش ضیا در این وسط، نقش یک مامور معذور دولت بود. وقتی که علی‌پور به سقوط هلی‌کوپتر دولت در بهسود اعتراف کرد، استاد غلام‌حسین ناصری هم اگر به جای دکتر ضیا می‌بود همان چیزی را می‌گفت که ضیا گفته بود. همین علی‌پور هم مدتی است که در همانگی با ضیا راه می‌رود. آقای ناجی نیز تا قبل از پیوستن به دولت، صدای رسای جنبش روشنایی بود. اما اینکه بعدا چه کرد و چه شد، حق مسلم هر کدامی از ما است که از او و سایر رهبران جنبش روشنایی بپرسیم و در صورت اثبات قصور و تخلف قضاوت کنیم.

تصور نکنید که من مدافع دکتر ضیا و داود ناجی هستم. اما بدون شک، نیت نیک و دعای خیر من بدرقه راه تمام کسانی است که در وضعیت موجود علیه نظام ظالم، متحجر و قوم‌پرست طالبان می‌جنگند. پاکستان را بگذارید حتی اسرایل اگر در براندازی نظام متوحش طالبان سهم بگیرد، من از آن استقبال می‌کنم. هموطنان قهرمان که از تمامیت ارضی افغانستان و تجاوز پاکستان سخن می‌گویند احتمالا از دستبرد به ناموس و بربادی زمین و زبان خود لذت می‌برند. در این وسط اگر قرار باشد که چند جنگ‌جوی بی‌باک، هدفمند، و با برنامه علیه طالبان را شناسایی کنیم، دکتر ضیا نام اول خواهد بود. فرقی نمی‌کند او در گذشته کی بوده است، و از کدام قوم و تبار است. ما فراموش‌کاران اگر فراموش کنیم، سینه‌ی فراخ تاریخ اما فراموش نخواهد کرد. بگذارید این شب تلخ مصیبت به پایان برسد، داود ناجی نیز همیشه در دسترس ما خواهد بود.

بنیانگذاران فاجعهـــــــــــــــــــــــاگر قرار باشد درباره بزرگ‌ترین فرصت از دست‌رفته در تاریخ معاصر افغانستان و برگشت...
25/07/2026

بنیانگذاران فاجعه
ـــــــــــــــــــــــ

اگر قرار باشد درباره بزرگ‌ترین فرصت از دست‌رفته در تاریخ معاصر افغانستان و برگشت افغانستان به دامن فاجعه سخن گفته شود، حامد کرزی و محمد اشرف غنی دو عامل درجه اول برگشت افغانستان به دامن فاجعه امروز هستند. این دو رهبر در شرایطی زمام امور را در دست داشتند که افغانستان از حمایت نظامی، سیاسی و مالی بی‌دریغ و بی‌سابقه جامعه جهانی برخوردار بود. میلیاردها دلار کمک خارجی، حضور ناتو، و اجماع جهانی برای بازسازی افغانستان، فرصتی را ایجاد کرده بود که در تاریخ تحولات بین‌المللی کم‌نظیر بود.

این فرصت اما در نتیجه عصبیت قومی، جهالت مدیریتی، فقدان تعهد اخلاقی، و حمایت از شبکه‌های جرمی، و گسترش فساد، به یک مصیبت عظیم تبدیل شد که افغانستان را مانند یک لکه ننگ در دامن جهان معاصر به نمایش گذاشته است. در دوران حامد کرزی، فساد به فرهنگ اداری تبدیل شد و ساختار حکومتی را نیز در کام خود فرود برد. در غارت کابل‌بانک، که برادر رئیس‌جمهور و برادر معاون اول در آن دست داشتند، نمادی از بلعیدن ساختار دولت توسط فساد و مصونیت فاسدان در وهله اول بود که حتی ختم به آبروی کرزی و فهیم نیافتاد. این وضعیت نشان داد که قانون در اسارت شبکه‌های نیرومند جرمی قرار دارد و در نهایت پایه‌های اعتماد مردم به دولت را فرو ریخت.

اشرف غنی با شعار اصلاحات و مبارزه با فساد به قدرت رسید، اما در عمل خود و اطرافیانش مروج فساد لجام‌گسیخته شدند. قدرت که باید از آن مردم باشد، مانند انگشتر در انگشتان اشرف غنی می‌چرخید و انگار که او مأموریت یافته بود تا نظام تحت رهبری خود را به فروپاشی سوق دهد. او به دستان خود و چند همکار بی‌تعهد و بی‌سوادش بزرگ‌ترین مصیبت تاریخی افغانستان را در پیشانی تاریخ مسخره آن حک کرد و عزت بربادرفته مردم افغانستان را یک بار دیگر با عمق و پهنای بیشتر بر باد داد. این دو آدم امروز در اوج آسایش و آرامش شخصی زندگی می‌کنند و از تماشای صحنه‌های دلخراش فقر و آوارگی و درماندگی مردم افغانستان لذت می‌برند.

آن‌ها از آن‌جایی که از وجدان و عواطف انسانی تهی شده‌اند، سیاه‌بختی و مصیبت مردم افغانستان را که خود فصل جدیدی بر آن فزودند، بخشی از افتخارات خود حساب می‌کنند و اگر قدم از منزل به بیرون رنجه فرمایند، میلیون‌ها پشتون نیز بر دست و پای آن‌ها گلبوسه‌های اخلاص و احترام می‌ریزند. من نزدیک به شش سال است تحولات فکری و سیاسی در جامعه قومی پشتون را مطالعه می‌کنم. من تا هنوز با یک نقد جاندار از یک نخبه فکری پشتون‌تبار برنخوردم که به فارسی، پشتو یا به انگلیسی در مورد پیامد ویرانگر رهبری کرزی و اشرف غنی بر سرنوشت جمعی پشتون‌ها یا تمام افغانستان نوشته باشد. اصولاً در جامعه قومی پشتون هیچ رهبری خائن نیست. اگر مخالفتی هم وجود دارد بیشترِ آن انتقام‌های قومی است که مثلاً نورزی از اچکزی می‌گیرد. به همین دلیل است که در قضاوت تاریخی پشتونی نادرخان و امان‌الله خان با وزن برابر در یک ترازو نشسته‌اند.

کرزی و احمدزی اگر از وجدان انسانی تهی نمی‌بودند باید زهرمار می‌خوردند و به لقاءالله می‌پیوستند تا این‌که تماشاگر مصائب و فجایعی باشند که خود با همکاران خود بر سرنوشت مردم افغانستان تحمیل کرده‌اند. چند روز قبل متنی از وحید عمر در ستایش از کرزی خواندم و نزدیک به یک ساعت ذهنم درگیر این سؤال شد که نورون‌های مغزی و عدسی‌های چشم آدم از چه ساخته شده باشند که نتوانند فاجعه‌آفرینی‌های رهبری حامد کرزی و اشرف غنی را ببینند، مگر این‌که پشتون‌تبار باشد.
از هادی میران

از هادی میران بخوانید یاد شهدای جنبش روشنایی گرامی باد!ــــــــــــــــــــــــده سال از فاجعه دهمزنگ می‎گذرد. جنبش روشن...
24/07/2026

از هادی میران بخوانید
یاد شهدای جنبش روشنایی گرامی باد!
ــــــــــــــــــــــــ

ده سال از فاجعه دهمزنگ می‎گذرد. جنبش روشنایی که با فاجعه خونین دهمزنگ ثبت تاریخ گردید، بزرگترن اعتراض مدنی در تاریخ افغانستان بود. از همین رو، دهمزنگ در ذهن و خاطره ما فقط یک گذرگاه نیست بلکه حافظه‌ای ماندگاری است که برای همیشه بوی خون و شهامت می‌دهد. آن روز، هزاران انسان با دست‌های خالی و قلب‌هایی سرشار از امید، نه برای جنگ، بلکه برای تحقق عدالت، برابری و حق شهروندی به خیابان آمده بودند. آنان می‌خواستند به دولت فاسد افغانستان و جهان بگویند که ما نیز حق داریم که سهم برابر از وطن داشته باشیم و حق داریم در روشنایی زندگی کنیم. اما پاسخ آن فریادهای مدنی، انفجاری سازمان‌یافته بود که صدها آرزو را در یک چشم بر هم زدن بر سنگفرش دهمزنگ پاشید. از آن روز، هر بار که نام دهمزنگ را می‌شنوم، صدای گام‌های آن انسان‌های با شهامت و عدالت‌خواه را می‌شنوم که با لبخند آمده بودند، اما با خون خود مبارزه علیه تبعیض را در پیشانی تاریخ حک کردند.
من گاهی با خودم فکر می‌کنم که اگر آن جوان‌ها زنده می‌ماندند، امروز شاید معلمی بودند که بر تاریکی‌ها روشنایی می‌افروختند، شاید هم پزشکی بودند که صدها مریض را را به زندگی برمی‌گرداند، شاید شاعرانی بودند که واژه‌های این سرزمین را از رنگ و بوی نفرت می‌شستند، و شاید هم مهندسانی بودند که پلی میان دو سوی یک رود می‌ساختند و فاصله‌ها را به هم می‌دوختند. آن انفجار اما فقط جان و آروزی انسان‌ها را نگرفت بلکه آینده‌ای را منفجر کرد که می‌توانست رخسار افغانستان را بریده از جهل و تاریکی و مستمندی نشان دهد. از همین رو، دهمزنگ، قربانگاه آرزوهای صد انسان نیست؛ بلکه میدان مرگ صدها آینده‌ای است که هرگز فرصت تولد پیدا نکردند. من هربار که به یاد آن مصیبت سنگین می‌افتم از خودم می‌پرسم که اگر آن ظهر خونین نبود، ما امروز انسان‌های بیشتری برای ساختن فردا داشتیم.

اگر گزارش‌های منتشرشده درباره ورود مأموران امر به معروف به حمام زنانه و دخالت در حریم خصوصی زنان درست باشد، این موضوع بس...
20/07/2026

اگر گزارش‌های منتشرشده درباره ورود مأموران امر به معروف به حمام زنانه و دخالت در حریم خصوصی زنان درست باشد، این موضوع بسیار نگران‌کننده است.

هیچ حکومتی حق ندارد به نام دین و اخلاق، حرمت و حریم خصوصی مردم را زیر پا بگذارد. کرامت انسان، به‌ویژه حرمت زنان، نباید قربانی برداشت‌های افراطی و سلیقه‌ای از دین شود.

جامعه‌ای که در آن زنان حتی در خصوصی‌ترین فضاهای خود احساس امنیت نکنند، با بحران اعتماد و کرامت انسانی روبه‌رو خواهد شد.

اسلام دین حفظ آبرو، عفت و کرامت انسان‌هاست، نه دین تحقیر، ترساندن و دخالت در خصوصی‌ترین بخش‌های زندگی مردم. اگر اجرای قانون به جای حفظ حرمت انسان‌ها، باعث شکستن حریم خصوصی آنان شود، باید درباره شیوه اجرای آن پرسش کرد.

قدرت واقعی در خدمت به مردم، عدالت و احترام به کرامت انسان‌هاست، نه در ایجاد ترس و دخالت در زندگی خصوصی آنان.
این همه جهالت ازکجاآب می خورد و اینقدرگستاخی بالای گروه ازمردم چی انگیزه پشت این قضیه است ؟
هزاران سئوال بی پاسخ

20/07/2026

آیاباناراحت شدن ،واقعیت تغیرمیکند ؟

این روزها به خاطر سخن یکی از هنرمندان ایرانی درباره افغانستان، واکنش‌های زیادی در شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود. از او پرسیده شد وقتی نام افغانستان را می‌شنوی، چه چیزی به ذهنت می‌آید و او پاسخ داد: «تریاک.»
گرچندحدف من دفاع ازسخنان آن نیست .

شاید این سخن برای بسیاری از ما تلخ و توهین‌آمیز باشد، اما بهتر است یک سؤال مهم‌تر از خود بپرسیم: آیا با ناراحت شدن، واقعیت تغییر می‌کند؟

سال‌هاست که افغانستان در ذهن بسیاری از مردم جهان با جنگ، انفجار، مواد مخدر، مهاجرت و ناامنی شناخته می‌شود. در سال‌های حکومت گروه طالبان نیز محروم شدن دختران از آموزش، محدودیت‌های گسترده بر زنان و بحران اقتصادی، تصویر کشور را بیش از پیش آسیب زده است.

اگر امروز یک خارجی از ما بپرسد چرا میلیون‌ها دختر از حق آموزش محروم‌اند یا چرا بسیاری از جوانان آرزوی ترک کشور را دارند، آیا پاسخ قانع‌کننده‌ای داریم؟

افتخار ملی با شعار ساخته نمی‌شود؛ با علم، اقتصاد، عدالت، آزادی، کار و احترام به کرامت انسان ساخته می‌شود.گرچند باهمین حکومت فعلی محال است خیال.

به جای آنکه از هر انتقاد برآشفته شویم، بهتر است ضعف‌های خود را با شجاعت بپذیریم و برای اصلاح آنها تلاش کنیم. ملتی که بتواند اشتباهات خود را ببیند، ظرفیت ساختن آینده‌ای بهتر را نیز خواهد داشت.

عزت یک ملت زمانی به دست می‌آید که دیگران آن را با دانش، صنعت، فرهنگ، پیشرفت و انسانیت بشناسند، نه با جنگ، فقر و محرومیت.

و من الله التوفیق

ازهادی میران بخوانید یکی دو روز است که این عکس یادگاری از عروسی این آقا و دخترخانم بصورت گسترده در فضای مجازی ویرال می‌ش...
15/07/2026

ازهادی میران بخوانید
یکی دو روز است که این عکس یادگاری از عروسی این آقا و دخترخانم بصورت گسترده در فضای مجازی ویرال می‌شود. تردیدی نیست که آرزوهای جوان این دختر همچون برگ گلهای بهاری در مسیر طوفان استوایی پرپر شده است. او مثل هر دختر جوان دیگر، دوست داشت که همراه و همسفر زندگی او کسی باشد که نوازش‌های دستش در اندام او رعشه زندگی برانگیزد. اکنون اما جبر سرنوشت و تقدیر لعنتی او را شریک بالشت و بستر کسی ساخته است که بوی نصوار دهان و سرفه‌های سنگین‌اش هر دم و بازدم نفس‌های او را با شکنجه‌های روانی گره می‌زنند. من دیروز وقتی که با این عکس برخوردم، دست‌کم برای یک ساعت فضای مجازی را زیر و رو کردم تا شاید دختر جوانی، خانمی، فیمنیستی، یا کسی یک پاراگراف معطوف به توضیح و تحلیل عوامل این ستم، نوشته باشد. هرچند که فراوان نوشته بودند اما همه دشنام و ابراز نفرت‌های فارغ از منطق و استدلال بودند که از ویژگی‌های الگوهای اندیشه‌ورزی اکثریت قاطع زنان و مردان افغانستان است.
در میان انبوهی از نفرت‌ورزی علیه شوهر این دختر، هیچ دختر و زنی تا حالا از خود نپرسیده است کدام عامل ویرانگر و جهالت‌پرور، به این مرد صلاحیت تصرف این دختر را داده است، و اوصولا چه عاملی قرارداد این تصرف را مشروعیت بخشیده است! درست همین خلای فکری است که زنان افغانستان را بصورت جمعی قربانی خشونت‌های مقدس قرار داده است و زنان نیز بصورت ناخودآگاه، این خشونت را در الگوهای فکری خود بازتولید می‌کنند. این خشونت مقدس همان آموزه‌های دینی اسلام عزیز است که نخست مردان را بر زنان ارجحیت بخشیده است، دوما برای مردان شرایطی را فراهم کرده است که همزمان چهار همسر داشته باشد، سوما برای مردان مجاهد صلاحیت داده است که دختران و زنان جوان مخالفین خود را به منظور استفاده جنسی تصرف کنند.

در شناسه این مرد نوشته اند که شهردار قلعه نو ولایت بادغیس است. پس بدون شک او یک مجاهد امارت اسلامی است که برای تحقق فرامین خدا در زمین خدا جنگیده است. از این منظر، او هیچ گناه و خطای را مرتکب نشده است و طبق هدایت قرآن و گره‌گشایی احادیث نبوی عمل کرده است. پس عامل اصلی این خشونت اسلام عزیز و آموزه‌های خشونت‌پرور آن است که نه تنها به این دست فاجعه، بلکه به صدها فاجعه از نوع دیگر، مشروعیت بخشیده است. زنان افغانستان تا هنوز اما دشمن اصلی خود را نشاخته اند و خشم و عقده‌های انباشته خود را به آدرس‌های فرعی فیر می‌کنند.

خانم‌ها و دخترخانم‌های عزیزه و گرامیه و جلیله! اولا که این مرد به رغم ستمگری مستند و عریانش، خود نیز یک قربانی است؛ درست قربانی همان باورهای مصیبت‌خیزی که او را در این موقعیت قرار داده است. دوما اینکه دشمن سوگندخورده همیشه آماده‌ شما، اسلام عزیز است که به اعمال هرنوع خشونت علیه تلاش، تکاپو و جلوه‌افروزی‌های شما قدسیت بخشیده است. از همین رو، تا زمانی که شما شهامت و جسارت رویاروی با این الهیات تقدیس‌گر خشونت علیه خود را، بر خود هموار نسازید، خود نیز به نحوی در بازتولید این خشونت سهیم هستید. فراموش نکنید که حق انسانی شما از دل کتاب خدا و حدیث پیامبر بیرون نمی‌آید و به قول دکتر سروش که ما چیزی به نام اسلام لیبرال نداریم. اگر واقعا شوق و زوق رهایی در دل و دماغ تان جوانه می‌زنند، بیایید همه باهم از یخن اسلام عزیز بگیریم تا رستگار شویم.

12/07/2026

چی شعری قشنگی سروده اقای هادی میران

واکنش فوری فقیه عمومی مجاهد، الجاج الحرمین، خادم ملت مشرقین، استاذ سیاف به استاذ حلیم تنویر
______________

کون خود با کیر حق درگیر کردی نازنین
آفرینت که چنین تدبیر کردی نازنین

در تنانه آسیا استی تو کون آسیا
خانه را با گوه خود، تنویر کردی نازنین

بس‌‍که از کون شریفت می‌تراود انفجار
واژه ها را هم خیال کیر کردی نازنین

یک وطن غرق مصیبت است از گوز شما
این چه دردی بود که تبخیر کردی نازنین!

عقل سالم را که می‌شد چشمه‌ای راهت شود
مثل یک گوساله در زنجیر کردی نازنین

در گدایی و خرابی شهره ای هر جنگلی
گنگسی و خود را خیال شیر کردی نازنین

این چه کاری است ای گوساله‌ای زیبای من
خویش را گاییده، من را پیر کردی نازنین

این‌که می‌گویید و می‌خوانید، گوهی بیش نیست
خایه را قلب خدا، تفسیر کردی نازنین!

با احترام
استاد سیاف - ترکیه

تاریخ شاهد است، گروه طالبان سال‌ها یکی از عوامل اصلی جنگ، ناامنی و بد ترین خشونت در افغانستان بود. امروز همان گروه از ام...
12/07/2026

تاریخ شاهد است،
گروه طالبان سال‌ها یکی از عوامل اصلی جنگ، ناامنی و بد ترین خشونت در افغانستان بود. امروز همان گروه از امنیت سخن می‌گوید، اما مردم حق دارند بپرسند: در بیست سال گذشته چه کسانی با انفجار، حملات انتحاری و جنگ، و اسیر گرفتن و سربریدنهای در مسیر شاهراه ها امنیت را از این سرزمین گرفتند؟

امروز از قراردادهای بزرگ اقتصادی و استخراج معادن سخن گفته می‌شود، اما وقتی قدرت، تصمیم‌گیری و نظارت همگی در اختیار یک گروه باشد، قرار دهنده و قرار دهنده یک گروه خاص باشد طبیعی است که مردم درباره شفافیت و منافع ملی پرسش داشته باشند.

در همین حال، هر روز گزارش‌هایی از بازداشت زنان به بهانهٔ حجاب، محدودیت‌های بیشتر بر آزادی‌های فردی و برخورد با منتقدان منتشر می‌شود. اگر شهروندی انتقادی کند، با شدیدترین برخوردها روبه‌رو می‌شود، اما در برابر حملات مرزی، کشته شدن غیرنظامیان و بسیاری از مشکلات امنیتی، واکنش‌ها اغلب به چند بیانیه و محکومیت محدود می‌شود.

امروز به دانش‌آموزان برتر کنکور تبریک گفته می‌شود، اما در حالی که میلیون‌ها دختر از حق آموزش محروم‌اند، چگونه می‌توان از پیشرفت یک جامعه سخن گفت؟ جامعه‌ای که نیمی از سرمایه انسانی خود را از آموزش محروم کند، آینده خود را نیز محدود می‌کند.

بزرگ‌ترین بدبختی یک ملت زمانی آغاز می‌شود که به محدودیت، بی‌عدالتی و محرومیت عادت کند. عادی شدن ظلم، از خود ظلم خطرناک‌تر است.

و من الله التوفیق

Address

کابل از پل سوخته به طرف دارلمان سرک چهارقلعه چهاردهی ایستگاه قلعه علیمردان لب سرک مجتمع آبی آمازون
Kabul

Opening Hours

Monday 09:00 - 17:00
Tuesday 09:00 - 17:00
Wednesday 09:00 - 17:00
Thursday 09:00 - 17:00
Friday 09:00 - 17:00
Saturday 09:00 - 17:00
Sunday 09:00 - 17:00

Telephone

+93745430490

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when مجتمع آبی حوض و سونای آمازون posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Business

Send a message to مجتمع آبی حوض و سونای آمازون:

Shortcuts

Share